الشيخ محمد علي الگرامي القمي
44
تفكر (فارسى)
« قياس » قياس كه برخى اروپائيان آن را تحول مىنامند ، دليلى تشكيل شده از چند قضيه است كه بوسيله آنها قضيه ديگرى ثابت مىشود كه نتيجه قياس ناميده مىشود . مثل : انسان حيوان است و هر حيوانى جسم است / انسان جسم است . قياس به اقترانى و استثنائى تقسيم مىشود : اگر نتيجه قياس به طور كامل يعنى با همه ماده و صورتش در متن قياس ذكر شود ، استثنائى است ؛ ولى اگر ماده نتيجه در قياس ذكر شود ليكن با آن هيئت ذكر شده در مقدمات نباشد ، اقترانى خوانده مىشود . مثلًا : اگر على عليه السلام خليفة اللَّه باشد او انسان كامل است ؛ ولى او خليفه اللَّه هست ، پس او انسان كامل هم مىباشد . قياس استثنائى است كه عين نتيجه : او انسان كامل است ، در متن قياس آمده است . ولى : على عليه السلام خليفه اللَّه و هر خليفه اللَّه انسان كامل است پس على عليه السلام انسان كامل است ، اقترانى است ؛ زيرا نتيجه بهطور كامل ( يعنى ماده و هيئت با هم ) در متن قياس نيامده است .